خواب بعداز میهمانی
مراسم شب هفتم تولدم، مامان بزرگها و عمو و خاله ها خونمون بودن. تو مراسم نامگذاری من، بابا صامت بعد از خوندن اذان و اقامه اسم مذهبی محمد مهدی رو تو یه گوشم و آرسین رو تو گوش دیگم صدا کرد. تو این مهمونی کلی کادو گرفتم و اونقدر خسته بودم که خوابم برد.

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


خواب بعداز میهمانی
